hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

افسردگی­های حاصل از نگرانی­های عقیدتی و اخروی

تاريخ الاعداد: 6/18/2026 تاريخ النشر: 6/18/2026
100
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: محمد رضا ملائى

 سؤال[1]: دچار افسردگی شدیدی شدم. روند درمانی­ام را شروع کرده­ام و الحمد لله اندکی بهتر شده­ام. این بیماری قدرت اندیشیدن را از من گرفته­است، نه می­توانم به امور دنیایی خود فکر کنم و نه امور دینی و اخروی­ام. فکر کنید! قرآن را می­شنوم، ولی دردهایم بیشتر می­شود! اصلا نمی­توانم با معانی بلند این کتاب زندگی کنم و دنبال این هستم که روشی را بیابم تا از طریق آن عقاید را به دست آورم که بر برهان عقلی و فلسفی تکیه داشته باشند، ولی ذهنم آشفته است. اگرچه باور دارم که مکتب اهل بیت حق است ولی نه می­توانم تمرکز کنم و نه این مطلب را درک کنم. می­ترسم عمرم به پایان برسد و هیچ چیزی دستم را نگیرد. لطفا راهنمایی بفرمایید.

پاسخ:

دو نکته هست که دوست دارم اینجا به آن­ها اشاره کنم.

نخست: مهم است که بدون فوت وقت روند درمانی­تان را آغاز کنید و آن را ادامه دهید. به پزشک و همچنین روانپزشکی مراجعه کنید که در این مسیر بتوانید به آن­ها اعتماد کنید و هرچیزی که در ذهنتان می­گذرد به آن­ها بگویید تا اینگونه بفهمید که در چه مرحله­ای از این افسردگی قرار گرفته­اید و اساسا چه نوعی از این بیماری گریبان­گیرتان شده است. حتی اگر مرد هستید شاید دوره­ای را می­گذرانید که برخی از متخصصین آن را دوران بحران و ناامیدی می­نامند. مرحله­ای است که به هر حال می­گذرد و شما نیز سعی کنید آن را به واسطه مشورت با پزشکان مورد اعتماد با آرامش بگذرانید.

اگر هم تاکنون به پزشک مراجعه کرده­ و مانند برخی از شرقی­ها این امور را دست­کم نگرفته­اید، کارتان بسیار خوب بوده است. مهم این است که بدون هیچ کوتاهی­ای این روند را تا پایان و درمان کامل ادامه دهید تا دچاره دوباره­کاری نشوید. پیش­نهاد می­دهم در کنار آن، همواره یاد خدا باشید تا اینگونه آرامشی را از جانب او احساس کنید. رابطه­ای همراه با محبت را با خداوند سبحان شروع کنید تا این ارتباط تنها ناشی از ترس نباشد. مانند (اهل تصوف) عاشقی باشد که خدا را دوست دارد و به او عشق می­ورزد. با خداوند مانند بنده­ای نباش که همیشه از ارباب خود می­ترسد، این تنها شیوه ارتباط با خداوند نیست که متأسفانه برخی از گفتمان­های دینی در کشور­های ما رواج داده­اند. تجربه علمای اخلاق و مکاتب معنوی تمام ادیان، ما را اینطور مخاطب خود قرار می­دهد که از زاویه معنوی و عاطفی، گونه­های ارتباط با خداوند بسیار گسترده است. تلاش کن با خداوند انس بگیری و با او رابطه­ صادقانه­ای را شروع کنی، تو اکنون در وضعیتی نیست که بخواهی دائما تصورات خوف­انگیز را مرور کنی.

دوم: چرا ترس؟ جرم تو چیست که اینقدر می­ترسی؟ فرض کنیم که شما مذهب خاصی را در اندیشه و عقیده پذیرفته­ای، هنگامی که بیماری و در وضعیت مناسبی قرار نداری تا آن­جا که نیروی اندیشیدن را از تو گرفته است، ضرورتی ندارد خودت را با دلایل مختلف آزار دهی. این کار به این می­ماند که به بیمار بدنی از کار افتاده­ یا یک معلول، دستور داده شود که برای ساخت یک قصر بزرگ دست به کار شود.

در این حالت طبق معیار پزشکان تو یک بیمار واقعی هستی و همانطور که خداوند سبحان یک مریضِ ناتوان را به دلیل ایستاده نماز خواندن مجازات نمی­کند و نماز نشسته او را می­پذیرد، کسی را هم که در وضعیت نامناسب روحی روانی قرار گرفته است مؤاخذه نخواهد کرد. برخی از انواع افسردگی، مانند سایر بیماری­ها، واقعا کشنده­اند و یک امر حاشیه­ای به حساب نمی­آیند. فهم بیماری­های روانی شدید برای درک تکلیف انسان در مسائل عقیدتی بسیار مهم است و با شناخت بیماری­های بدنی برای درک گستره تکلیف انسان هیچ فرقی ندارد.

فهم این امور بسیار مهم است ولی کمتر کسی را پیدا می­کنیم که به این نکات اشاره­ای کرده باشد. ما غالبا هنگامی که در حالات ضعف شدیدی که ما را به جنون رسانده یا هنگامی که سن و سال زیادی از ما گذشته است است و موضوعات فکری را بررسی می­کنیم، به هذیان گفتن می­افتیم. گاه انسان نیز با بیماری­هایی روبه­رو می­شود که از این کمتر نیست و اگر سراغ درمان نرود، قدرت حرکت و عمل را از او می­گیرد و او را به ضعف می­کشاند. فهم بیماری بودن این بیماری­ها برای درک ثواب و عقابِ تکالیف در این حالات، بسیاری ضروری و مهم است.

به نظر می­رسد اگر اینگونه فکر کردن را رها نکنی ممکن است بیماریت تشدید شود. هر طور شده بایستی از این بحران عبور کنی و پس این­که بهتر شدی فعالیت­های عقلیت را ادامه بدهی... همه این­ها هم تا حد امکان بایستی تحت اشراف پزشکان متخصص مورد اعتماد و اساتید اخلاق باشد.


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 5: سوال: 709.