hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

عصمت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

تاريخ الاعداد: 6/8/2026 تاريخ النشر: 6/8/2026
30
التحميل


حیدر حب الله

ترجمه: محمد رضا ملائى

 سؤال[1]:  آیا فاطمه معصومه دختر امام کاظم علیهما السلام معصوم بوده­اند؟

پاسخ: روایاتی به دست ما رسیده است که در آن فاطمه دختر امام کاظم و خواهر امام رضا علیهم السلام مدح شده­اند و در آن بیان شده است که ایشان بانوی فاضلی بوده­اند، همچنین روایاتی وجود دارد که ما را به زیارت ایشان تشویق می­کنند. ولی اثبات عصمت ایشان بسیار دشوار است. برخی مانند محمد علی معلم در کتابش پیرامون حضرت فاطمه معصومه تلاش کرده­اند با این دلایل عصمت ایشان را اثبات کنند:

1-   روایتی از امام رضا به دست ما رسیده­است مبنی بر اینکه: «زیارت معصومه در قم مانند زیارت من است». بر اساس اینکه خود امام رضا ایشان را معصوم دانسته­اند و این بهترین دلیلی است که عصمت ایشان را ثابت می­کند، البته که این دلیل نمی­خواهد بگوید مقام ایشان در حد پیامبر یا اهل­بیت علیهم السلام است.

ولی به نظرم این استدلال صحیح نیست. چرا که هیچ اثری از این روایت در هیچ یک از کتب روایی مسلمانان وجود ندارد و همین اواخر پیدا شده­است، شاید قدیمی­ترین کتابی که این روایت را آورده است را بتوانیم ریاحین الشیعه (جلد 5 ص 35) نوشته شیخ ذبیح الله محلاتی بدانیم که در سال 1403 از دنیا رفته­است، یعنی تقریبا 30 سال پیش و پیش از آن من هیچ کتابی را پیدا نکردم که این روایت را ذکر کرده­باشد یا حتی کتابی که از کتابی دیگر نقل قول کرده باشد. و شاید نویسنده می­خواسته مضمون روایتی را نقل کند، و به جای اینکه واژه فاطمه را به کار برد، واژه معصومه را به کار برده­است و دلیلش این بوده که این اصطلاح میان معاصرینش رواج داشته. شاید آن چیزی که نظر ما را تقویت می­کند این باشد که هیچ یک از روایات تاریخی و حدیثیِ پیرامون حضرتشان، وصف معصومه را برایشان به کار نبرده­اند.

شاید خاستگاه این نام­گذاری معروف (معصومه) این باشد که هنگام رسیدن ایشان به قم، مردم آن­جا از ایشان محافظت کردند[2] به همین دلیل به معصومه[3] شهرت یافتند، چرا که مردم قم به گرمی از ایشان استقبال کردند و مراقب بودند هیچ گزندی به ایشان نرسد. البته به نظر من وجه تسمیه موجه­تری را می­توان در این میان یافت. این نام­گذاری جدیدا و خیلی پس از وفات ایشان روی­داده­است. ایرانی­ها برای اینکه پاکی یک کودک را توصیف کنند از اصطلاح «طفل معصوم» استفاده می­کنند و منظورشان پاکی و بی­گناهی کودکانه آن شخص است. از آنجا که حضرت فاطمه سن­وسال کمی داشتند و آنطور که مشهور است متولد 173 ه.ق بودند، ایرانیان برای اشاره به مظلومیت، بی­گناهی، پاکی، عدم حیله­گری و عدم خباثت ایشان این اصطلاح را به کار بردند و باز به همین دلیل این نام­گذاری در همین چند قرن اخیر رایج شده­است.

2-   دلیل دیگری را که برای عصمت ایشان ذکر کرده­اند، این است که اهل­بیت به زیارت­کنندگان ایشان وعده بهشت­ داده­اند، بر این اساس که اهل­بیت فقط در قبال زیارت معصوم چنین وعده­ای را می­دهند. ولی این استدلال هم چندان واضح نیست، حتی اگر روایاتی که این تعبیر را به­کار برده­اند صحیح باشند، هیچ تلازمی میان وعده بهشت برای زیارت یک شخص و معصوم بودن آن شخص وجود ندارد. پرواضح است صرف اینکه این مسئله پیرامون معصوم رواج داشته، به این معنی نیست که تشویق به زیارت ایشان عصمت ایشان را ثابت کند، چرا که ممکن است این بیان ثابت کند، حتی زیارت غیر معصوم هم می­تواند چنین نتیجه­ای داشته باشد، بنابراین بیشتر تأمل بفرمایید.

3-   دلیلی دیگرشان این است که ایشان بدون هیچ قید و شرطی در قیامت شفاعت می­کنند.

این هم به نظر من صحیح نیست. حتی اگر شفاعت شهید و دیگرانی که در رتبه او هستند مقید باشد و شفاعت ایشان غیر مقید، باز هم ارتباطی میان این مفاهیم و عصمت وجود نخواهد داشت، شاید ایشان منزلتی دارند که با آن به این مقام از شفاعت رسیده باشند بدون اینکه عصمتی در کار باشد، ما چطور این مفاهیم را به ارتباط می­دهیم، نمی­دانم؟! علاوه بر اینکه روایتی با این مضمون، نه از جهت حدیثی قابل اثبات است و نه از جهت تاریخی.

4-   طرفداران این نظریه برای اثبات نظرشان دلیل دیگری هم ذکر کرده­اند مبنی بر اینکه شهر قم بسیار با فضیلت است و این هم از برکات این بانوی بزرگوار است. فضیلت این شهر در روایات، با مضامین بسیار بلندی توصیف شده­است تا آنجا که برخی از روایات این شهر را حرم آل محمد می­دانند، و این به وضوح عصمت حضرت فاطمه را می­رساند. در کنار این مطلب، بایستی توجه کنیم که کرامات بسیار زیادی از آرامگاه ایشان دیده شده که همه و همه اثبات کننده عصمت ایشان و شواهدی بر این امر هستند. حتی در زیارت ایشان هم می­خوانیم که نزد پرودگار مرتبه بسیار عظیمی را به خود اختصاص داده­اند، و این­ها جز با عصمت ایشان قابل فهم نیستند. اگر اینطور نبود چرا امام رضا و امام جواد علیهما السلام برای دفن ایشان به قم آمدند؟ مگر برای تدفین یک غیر معصوم، یک معصوم دست به کار می­شود؟!

همه این نکاتی که به عنوان دلیل مطرح شد نهایتا ظن انسانی را تقویت می­کند و هیچ یک نمی­تواند ما را به عصمت یک انسان رهنمون شود و اگر بخواهیم این دلایل را به عنوان شواهدی برای اثبات عصمت بپذیریم، بایستی قبول کنیم افراد بسیاری که همه می­دانند معصوم نیستند هم معصوم­اند! شاید پذیرفتنی باشد که این دلایل حاکی از جایگاه والای آن شخص نزد خداوند است ولی چرا همواره دنبال آنیم که بین مقام والا و عصمت ارتباط برقرار کنیم؟ واقعا دلیلمان بر این امر چیست؟ ضمن اینکه می­دانیم فضیلت قم فقط و فقط به دلیل وجود آرامگاه حضرت فاطمه نیست، این هم ادعایی است که طرفدارانش بایستی دلیلشان را ارائه کنند، برخی از روایات پیرامون فضیلت قم بلکه بسیاری از آن­ها به هیچ وجه اشاره­ای به این مطلب ندارند و دقیقا مانند سایر سرزمین­هایی که هیچ رد و اثری از معصومین در آن­جا نیست و در عین حال از آن­ها فضیلتی ذکر شده است، توصیف شده­اند.

اینکه این شهر را به عنوان حرم اهل بیت توصیف کرده­اند – با توجه به اینکه این روایت، روایت صحیحی نیست- به این معنی نیست که صاحب آن حرم ضرورتا معصوم باشد، و تنها معنای آن این است که آن شهر جایگاه مهمی دارد و به اهل­بیت علیهم السلام منتسب است، همانطور که سلمان محمدی به ایشان منتسب است. شاید ائمه خواسته­اند با توصیف محل اقامت حضرت فاطمه به واسطه این جایگاه و این سخن، آن­جا را محل نشر مذهب قرار دهند، و در غیر این­صورت دلالت زبانی یا عرفی­ای وجود ندارد که از طریق وصف محل اقامت کسی یا شهری که در آن سکنی گزیده­است به حرم اهل بیت، عصمت آن شخص اثبات شود.

چنین سخنانی را می­توانیم در رابطه با آن دسته از سخنان اهل­بیت بیان کنیم که برای حضرت فاطمه مقام والایی نزد خداوند قائل شده­اند. باز این پرسش را تکرار می­کنیم که چه ارتباطی میان جایگاه والای یک شخص و عصمت او وجود دارد؟ آیا اینطور نیست که شهدا و علما نیز جایگاه بسیار والایی نزد پروردگار دارند ولی این مقام نشان دهنده عصمت آنان نیست. اگر بخواهیم آن زیارتی را که حضرت فاطمه را اینگونه توصیف کرده است از حیث اعتبار بررسی کنیم بایستی بگوییم که آن را علامه مجلسی از کتابی نقل کرده­است که خود علامه در وصف آن فقط این نکته را ذکر کرده است: «یکی از کتاب­های زیارتی» بدون اینکه مشخصات خاص دیگری از جمله نام گردآورنده آن را به ما ارائه کرده باشد تا ما تشخیص دهیم که آیا اساسا این کتاب معتبر است یا خیر، با وجود چنین اطلاعاتی از این روایت، نمی­توانیم آن را معتبر بدانیم.

حتی اگر کراماتی که پیرامون آرامگاه ایشان ذکر کرده­اند به روش علمی اثبات شود، بازهم دلالت بر عصمت آن شخص نمی­کند، آیا دلیل عقلی یا نقلی معتبری وجود دارد که بگوید چنین کراماتی ممکن نیست که در آرامگاه یک مرد صالح یا زن فاضل و با تقوایی مشاهده شود؟ امروزه از مقبره علما و شهدا کم از این کرامت­ها شنیده­ایم؟

اینکه ایشان را امام جواد و امام رضا علیهما السلام دفن کرده باشند هم اساسا از طریق روایت معتبری ثابت نشده­است و اگر هم ثابت شود بازهم دلالتی بر عصمت ایشان ندارد. چرا که دلیل – بدون توجه به اعتبار آن- به ما می­گوید معصوم را فقط معصوم به خاک می­سپارد ولی نمی­خواهد بگوید هر آن­کس را که معصوم به خاک سپرد، معصوم است. بین این دو تفاوت واضحی وجود دارد و انتقال یکی به دیگری بیشتر شبیه به یک تخمین است.


تمام این وجوه – در کنار اینکه اغلب روایات یادشده اسناد ضعیفی دارند و از آن گذشته برخی از آن­ها اساسا بی­سند­اند و در همین قرون اخیر ظاهر شده­اند- تنها، شواهدی هستند که احتمالاتی را پیرامون ادعاهایشان ایجاد می­کنند، ولی نه دلایلی علمی هستند و نه حتی ظنون معتبری به شمار می­روند تا بتوانند عصمت حضرت فاطمه دختر امام کاظم را اثبات کنند. چه خوب است که با دقت و جدیت بیشتری دلایل این­گونه ادعاها واکاوی شوند، در غیراین­صورت اهل سنت هم می­توانند عصمت بسیاری از صحابه را اثبات کنند. در شأن صحابه هم از این نوع دلایل به فراوانی یافت می­شود و اگر بخواهند این روش­ها را به کار گیرند، احتمالا دیگران آن­ها را بسیار مسخره خواهند کرد.


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 5: سوال: 700.

[2] عصم در زبان عربی به معنای محفاظت کردن در فارسی است

[3] محافظت­شده