hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

امکان دارد از شما تقلید کنیم؟ نظر شما پیرامون علم امام و ولایت تکوینیِ وی چیست؟

تاريخ الاعداد: 5/16/2026 تاريخ النشر: 5/16/2026
40
التحميل


حیدر حب الله

ترجمه: محمد رضا ملائى

 سؤال[1]: خدا را شکر می­کنم که توفیق داد تا با شما آشنا شوم، حقیقتا آشنایی با شما مرا به سعادت­مند کرد. به هر حال پرسش من این است: نظر شخصی شما پیرامون ولایت تکوینی پیامبران و امامان چیست؟ منظور من از ولایت تکوینی این است که آن­ها روزی­رسان هستند، باران را آن­ها می­بارانند، حرکت ابرها به دست آنان است، از غیب آگاه­اند و مریضان را شفا می­دهند، البته که همه این­ها به دست خداوند است ولی هرگاه که بخواهند این­ امور را مدیریت می­کنند. شاید بهتر باشد این­گونه بگویم که خداوند متعال آنان را بر نیروهایی خارق العاده مسلط گردانیده و آنان هم هروقت که بخواهند (اراده کنند)، آن­ها را به کار می­گیرند. لطفا نظرتان را پیرامون این نکته هم بیان کنید که آیا خداوند، عالم را تنها برای محبت­ به اهل­بیت آفریده است؟ در ضمن به نظرتان آیا تقلید از افکار شما جایز است؟ من در کمال سعادت هستم حتی اگر نظر شخصیتان را هم ارائه نکنید.


پاسخ: این پرسش از من خواسته است که بدون درگیری با مباحث و مناقشات موجود در این مسئله، خلاصه نظر خودم را مطرح کنم، البته من پیش از این بارها در مناسب­های مختلف به این دلایل و مناقشاتِ موجود در این موضوع اشاره کرده­ام. اما نظر خودم:

1-   اگر منظورتان این است که هر چیزی که در عالم اتفاق می­افتد به واسطه پیامبر و اهل­بیت او است و آن­ها واسطه فیض هستند یا اینکه مقصود شما این است که هرگاه که بخواهند در امور تکوینی عالم می­توانند دخالت کنند تا طبق خواست ­آن­ها اوضاع تغییر کند (این مطلب متمایز از این است که آن­ها دعا کنند و خداوند دعایشان را مستجاب کند و به این طریق تغییری که می­خواهند در عالم رخ دهد و یا اینکه در مواقعی استنثنائی بتوانند چنین تصرفاتی داشته باشند) این معنای ولایت تکوینی برای من اثبات شده نیست. بلکه شواهد قرآنی و حدیثی فراوانی در مخالفت با این مفهوم از ولایت تکوینی و علم غیب وجود دارد.

2-   اگر منظورتان از محبت اهل­بیت تنها یک دوست­داشتن عاطفی معمولی است، می­بینیم که آن ادعا با این آیه قرآن که: « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»[2] (ذاریات: 56) سازگار نیست، عبادت خداوند به این­ معنی است که از او بترسیم، نماز بخوانیم، در برابر او فروتن باشیم، در شرع و دین از او اطاعت کنیم و به دنبال تربیت انسان صالح و ایجاد جامعه و امتی صالح باشیم. به نظر می­رسد که با توجه به این آیه قرآن، فلسفه آفرینش همین باشد، نه اینکه صرفا یک نفر، فرد دیگری را شدیدا دوست داشته باشد. اما اگر منظور از محبت اهل­بیت این باشد که آن­ها را اطاعت کنیم که اطاعت از آن­ها اطاعت از خداوند است و از این طریق بهترین راه­ها را در عبادت او طی کنیم و صحیح­ترین ایمان و اطاعت را داشته باشیم، چنین معنایی از محبت قابل قبول است.

3-            معنای اینکه پژوهش­گر، نویسنده، عالم، متفقه یا فقیهی نظرش را مطرح کند این نیست که می­توانیم از او تقلید کنیم یا اینکه اجازه داریم افکار او را ترویج کنیم. من معتقدم با وجود مشکلات فراوانی که نزد نهاد دینِ مسلمانان وجود دارد، ولی ما نیازمند گونه­ای از تمرکز در مرجعیت دینی هستیم و نباید از طریق چهره­های مختلف و جریان­های اجتماعی متعدد به تشتت و پراکندگی خودمان دامن بزنیم. بنابراین به هیچ وجه به مصلحت ما نیست که با پسندیدن افکار و آراء یک شخص، از دیگران بخواهیم که از او تقلید کنند یا به دلیل این پسندیدنی که تقلید را در گرو آن قرار دادیم، دنبال ترویج افکار و روش شناخت او باشیم، باید دقت کنیم که تقلید، تنها راه اصلاح نیست! به طور کلی موضوع تقلید – با توجه به مصلحت نوعی در هر زمان - مرتبط با فقیهان بزرگی است که در امت اسلامی، خود را در معرض تقلید دیگران قرار داده­اند و دیگران را فراخوانده­اند که از وی تقلید کنند یا برای تقلید از خود مانعی نمی­بینند. البته در این میان مانعی هم وجود ندارد که از مردم بخواهیم فقیهان پیش­رویی را به عنوان مرجع تقلید خود برگزینند که به امت و جامعه اسلامی توجه بیشتری دارند ولی نباید این دعوت، به اهانت نسبت به سایر مراجع بیانجامد.

 خودم – با توجه به اینکه به تقلید از اعلم باور ندارم- به دلیل توجه به مصالح عمومی مردم، از آن­ها می­خواهم که از میان فقها و علما فردی را برگزینند که نسبت به مسائل فکری، اجتماعی، فرهنگی، دینی و سیاسی امت، صالح­تر، فهیم­تر و لایق­تر باشد. به نظر من تقلید فقط در ارتباط با مباحث فقهی معنی پیدا نمی­کند، بلکه در معنای امروزی آن با برنامه مرجع، اجرای آن و فعالیت­های فکری، فرهنگی و اجتماعی و همچنین با مواضع، دیدگاه­ها، اولویات، پختگی و درک عام او نیز مرتبط است.

اما از جهت شرعی مسئله، هر فردی که از کسی تقلید می­کند که اعلمیت مرجع را واجب می­داند، نمی­تواند از غیر اعلم تقلید کند اما اگر برایش اعلمیت آن فرد ثابت شده است یا اینکه از کسی تقلید می­کند که تقلید از اعلم را واجب نمی­داند و یا خود مقلد به این نتیجه رسیده است که اعلمیت شرط واجبی برای مرجعیت نیست، می­تواند از آن شخص تقلید کند. از نظر مشهور علما، فتوی با بیان نظر فقهی متفاوت است، فتوی بیان نظر فقهی­ای است که به قصد عمل دیگران صورت می­گیرد. بنابراین از نظر آن­ها تقلید از کسی که از نظر ما مجتهد است و از طریق روش­های صحیح علمی (و نه از روی شور و عاطفه) اجتهادش برایت ثابت شده است، صحیح نیست مگر اینکه نظرش را به قصد عمل دیگران مطرح کرده باشد. من تا به امروز، به هیچ وجه، هیچ کدام از آرای فقهیم را به این قصد منتشر نکرده­ام و اساسا چنین امری در اهداف و اولویات من جایی ندارد.


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 4: سوال: 535.

[2] و جن و انس را جز براى اينكه مرا بپرستند نيافريديم.