hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

تمایز میان سنت واقعی و جلوه­های متفاوت آن در کلام استاد مطهری

تاريخ الاعداد: 5/12/2026 تاريخ النشر: 5/12/2026
150
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: محمد رضا ملائى


 سؤال[1]: استاد مطهری می­گوید: ما خیال می­کنیم که سنت تکوین بر این مبنی است که همواره یک موجود زنده را از ارتباط پدر و مادر بیافریند، ولی در حقیقت این پوسته­ای از سنت واقعی است و خود آن نیست. بنابراین ولادت حضرت عیسی علیه السلام را نمی­توانیم مثال نقض این سنت بدانیم، بلکه صرفا با پوسته­ای از تکوین و حقیقت در تعارض است. خواهش می­کنم توضیح دهید که ماهیت سنت واقعیِ تکوین چیست که در نتیجه آن حضرت عیسی بدون هیچ پدری به دنیا آمد؟ آیا شهید مطهری از این کلام ابن عربی تأثیر پذیرفته است که : عیسی از رحم واقعی مریم و ترشح موهومی از جبرئیل به وجود آمد؟


پاسخ: این متن به دنبال تبیین اندیشه­ای است که امروزه به واسطه پیش­رفت علوم طبیعی، بسیار روشن و واضح شده است و این علوم با مثال­های متنوعی ما را در فهم این مسائل یاری کرده­اند. می­دانیم که طبق سنت­های طبیعت، اگر انسان آب پرتقال بنوشد نشاط بیشتری پیدا می­کند یا مزاجش تعدیل می­شود یا اگر قهوه­ای میل کند دیگر نمی­تواند به راحتی بخوابد به این دلیل که مثلا قهوه نگرانی­های برخی از افراد را تشدید می­کند.

ما پیش از این فکر می­کردیم که این تأثیرات نتایج خود این چیزها است، ولی با پیشرفت علوم متوجه شدیم به این سادگی­ای که فکر می­کردیم نیست و این اثرات، ناشی از مواد شیمیایی موجود درون آن­ها است، بنابراین با مصرف این مواد شیمیایی می­توانیم چنین تأثیراتی را روی بدنمان مشاهده کنیم، بدون اینکه خود آن گیاهان و یا نوشیدنی­ها را را بخوریم یا بنوشیم. معنای این تبیین آن است که سنت تکوینی – معنایی از آن که مد نظرِ متنِ یادشده شده در پرسش است- همان تداوم نیست، به عبارتی نتیجه مشاهده همیشگی دو چیز کنار هم، تکوینی بودن ارتباط میان آن دو چیز را نمی­رساند، بلکه برای به دست آوردن سنت تکوینی، بایستی عمیق­تر مشاهده کنیم و به تقارن و همراهی صرف اکتفا نکنیم. اگر این روش را دنبال کنیم، پیرو پیشرفت شناختمان نسبت به هستی و اسرار آن، فهم متفاوتی از آن را به دست می­آوریم. ما پیش از این فکر می­کردیم بدون یک رابطه جنسی، امکان ندارد موجود زنده­ای به دنیا بیاید، ولی انقلاب در هندسه وراثت در قرن بیستم این تصور را متزلزل ساخت همانطور که وجود حضرت آدم و حضرت عیسی نیز چنین تصوری را پیش از این برای دین­داران متزلزل کرده بود.

حال چرا شهید مطهری مفهوم سنت تکوینی را اصلاح کرد؟ او به راحتی درک می­کند که امکان ندارد حتی برای یک­بار، سنت تکوینی از نابود یا تعطیل شود چرا که « ...فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلا»[2] (فاطر: 43) بنابراین سنت­ها دگرگون نمی­شوند. پس وقتی می­بینیم که عیسی علیه السلام بدون وجود پدر متولد می­شود، این واقعه به ما می­فهماند آن چیزی را که پیش از این فکر می­کردیم سنت است، سنت نبوده، اگر سنت می­بود تغییر نمی­کرد و دگرگون نمی­شد پس می­توانیم برای آن اصطلاح پوسته سنت را به کار ببریم و منظور از آن چهرهِ ظاهریِ غالبی سنت تکوینی است که ما آن را به اشتباه به عنوان خود سنت تکوینی شناخته­ایم. فهم این تمایز شهید مطهری و بسیاری دیگر از پژوهشگران را یاری کرده است تا از سویی نصوص قرآنی و از سوی دیگر مسئله معجزه را بهتر بفهمند.

طبعا در این مسئله هر کس می­تواند اصطلاح خود را به کار ببرد، مثلا من می­توانم بگویم آن حالت غالبی سنت است. پس بحث بر سر اصطلاحات نیست، موضوع ما مفاهیم مرتبط با اندیشه عدم نقض سنت­های هستی است که مشکلاتی را در تعدادی از مسائل کلامی و فلسفی ایجاد کرده است.

من فکر نمی­کنم منظور استاد مطهری از این سخن، پذیرش اندیشه ابن عربی باشد. دست­کم از ظاهر کلامشان چنین چیزی بر نمی­آید، چرا که این سخن اساسا نفی پدر را مسئله ساز نمی­داند در حالی که ابن عربی با تزریق معنای عرفانی به مفهوم پدر، جبرئیل را پدر او دانسته.


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 4: سوال: 530.

[2] پس هرگز براى سنت خدا تبديلى نمى‏يابى، و هرگز براى سنت خدا دگرگونى نخواهى يافت.