hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

دنیای لهو و لعب و حکمت خدا (یک تعارض قرآنی)

تاريخ الاعداد: 11/30/2024 تاريخ النشر: 12/2/2024
7620
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: سعید نورا

سؤال[1]: حق تعالی فرمود: { إنّما الحياة الدنيا لعب ولهو } مگر نه اینست که دنیا آفریده خداست؟! پس چگونه لهو و لعب را خلق می کند؟ آیا این امر بیهوده تلقی نمی شود و با آیه شریفه { أفحسبتم أنّما خلقناكم عبثاً } در تنافی نیست؟!

پاسخ: بین این دو آیه منافاتی وجود ندارد به خاطر آنچه ما در گذشته به مناسبتی به آن اشاره کردیم که گاهی فعلی از سوی خداوند احکام متفاوتی با فعل بنده پیدا می‌کند. به عنوان مثل شما برای فرزندتان اسباب بازی می‌خرید یا می‌سازید تا با آن بازی کند، این فعل نسبت به شما فعلی حکیمانه به شمار می‌رود حال آن که نسبت به فرزندتان لهو و لعب به شمار می‌رود بدون آن که میان این دو تنافی باشد.

آیه اول به دنیا در مقایسه با آخرت به عنوان سرگرمی و بازی می نگرد، پس فریب آن را نخورید و در آن متوقف نشوید که در برابر آخرت چیزی نیست، در حالی که آیات دیگر دلالت بر این دارد که خداوند انسان را در این دنیا و در این فضای لهوی برای غایت و هدفی آفریده که امتحان و آزمایش و امثال آن است.

به عبارت دیگر: توصیف دنیا به لهو و لعب در مقایسه با آخرت است تا انسان دنیا را غایت و مقصد خود نداند بلکه به آن با دیده تحقیر نگاه نموده و آن را راهی به سوی هدف نهایی یعنی خدا و سرای آخرت قرار دهد. پس نباید عنصر مقایسه و خصوصیاتی که این آیات در توصیف دنیا به لهو و لعب بیان نموده را از نظر دور داشت. بعد از ضمیمه آیات به یکدیگر این مقایسه بین دنیا و آخرت نمود پیدا می‌کند.

الف- حق تعالی فرمود: { وما الحياة الدنيا إلا لعب ولهو وللدار الآخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون} (انعام/32) آیه درصدد بیان این نکته است که دنیا در برابر آخرت چیزی نیست پس فریب آن را نخورید و گمان نکنید که دنیا محل توقف است. دنیا در برابر آخرت چیزی جز بازی و سرگرمی نیست. کاملا مانند مرحله بازی و سرگرمی نزد کودکان است از این جهت که این‌ها معیار و مقصد حیات انسانی نیستند پس نباید کسی گمان کند زندگی فقط همین است بلکه دنیا تنها مقدمه‌ای است برای آخرت. خداوند آن را برای هدفی عقلانی یعنی امتحان و آزمایش به عنوان شاخص عملی تعیین سرنوشت انسان در روز قیامت آفریده است.

ب - حق تعالى فرمود: {وما هذه الحياة الدنيا إلا لهو ولعب وإنّ الدار الآخرة لهي الحيوان لو كانوا يعلمون } (العنکبوت: 64). دنیا در مقابل آخرت که همان زندگی واقعی است جز لحظه هایی زودگذر چیزی نیست، در واقع در مقابل آن عدم و نیستی به شمار می‌آید، گویی به فرزند کوچکت می گویی: این مرحله از زندگی تو چیزی جز سرگرمی نسبت به مرحله بزرگ‌سالی نیست. در آنجاست که زندگی حقیقی را می‌بینی. این بدان معنا نیست که مرحله کودکی ارزشی ندارد یا پوچ است، بلکه مرحله شکل گیری، تبلور، تمرین و تربیت است.

ج - حق تعالی فرمود: { إنّما الحياة الدنيا لعب ولهو وإن تؤمنوا وتتقوا يؤتكم أجوركم ولا يسألكم أموالكم } (محمد: 36) پس توجه کنید چگونه قرآن کریم همیشه دنیایی که آن را لهو و لعب می نامد به آخرت پیوند می دهد تا با اشاره به پستی آن در تجربه بشری جلوی فریب انسان را بگیرد نه اینکه خود خلق آن مفسده یا بیهوده باشد، بلکه به نفع انسان بوده تا فرصتی باشد برای کسب آخرتی سعادتمند.

د - حق تعالی فرمود: (اعلموا أنّما الحياة الدنيا لعب ولهو وزينة وتفاخر بينكم وتكاثر في الأموال والأولاد كمثل غيث أعجب الكفّار نباته ثم يهيج فتراه مصفرّاً ثم يصير حطاماً وفي الآخرة عذاب شديد ومغفرة من الله ورضوان وما الحياة الدنيا إلا متاع الغرور سابقوا إلى مغفرة من ربكم وجنّة عرضها كعرض السماء والأرض..﴾ (الحدید: 19-20).

ملاحظه سیاق آیات گویای هدف این توصیف دوگانه یعنی ترغیب انسان به شتاب و رسیدن به کاروان اهل بهشت است و صرفا نمی‌خواهد خلقت دنیا را لهو و لعب معرفی نماید زیرا خلقت دنیا خود منفعتی عظیم به شمار می‌آید. ولى دنیابسندگی را در قیاس با حجم خسارت اخروی لهو و لعب می‌داند و دستاورد او از خوشبختی دار دنیا را همانند اسباب‌بازی کودکانی می ‌داند که برهه‌ای از وقت را بدان مشغول شده و سپس وقت گذشته و تمام می‌شود.

هـ - خداوند متعال فرمود: {وإذا رأوا تجارة أو لهواً انفضّوا إليها وتركوك قائماً قل ما عند الله خيرٌ من اللهو ومن التجارة والله خير الرازقين}. جمعه: 11).

بنابراین روشن می شود که وصف دنیا به بازی و سرگرمی وصف آن با مشاهده احوال انسان در مقایسه با عالم حقیقی آخرت است، اما دنیا به خودی خود از آن جهت که خداوند آن را آفریده امری ضروری و حکمیانه است گویا آزمایشگاهی است که خدای آسمان آن را برای انسان سازی بنا نموده. بنابراین سیاق آیات در این دو صورت متفاوت بوده و تعارضی میان آن‌ها نیست.

___________________

[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 3: سوال 401.