hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

حدیث «اُدعني بلسان غيرك»، معنی و اعتبار سنجی

تاريخ الاعداد: 5/18/2024 تاريخ النشر: 6/9/2024
360
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: سعید نورا

 

سؤال [1]: در روایتی آمده است: «أنّ الله عزّ وجل أوحى إلى موسى عليه السلام: ادعني بلسانٍ لم تعصني به، فقال: أنّى لي بذلك، فقال: ادعني بلسان غيرك»[2]. (بحارالانوار 90: 390) ، آیا این حدیث ثابت و صحیح است؟ و معنای آن چیست؟

 

پاسخ: منبع این حدیث کتاب (عدة الداعى: 120، 170) نوشته مرحوم ابن فهد حلى (841ق) است و احسایى (زنده در 880ق) در عوالی اللئالی (4: 21) آن را نقل کرده است و همه این حدیث را از ابن فهد حلی نقل کرده اند و حلی هیچ منبع یا سندی برای این حدیث ذکر نکرده است. ابن فهد در دوران متأخر از دوران معروف روایت می زیسته است چرا که وی متوفی قرن نهم هجری می باشد لذا این حدیث فی نفسه ارزشی ندارد.

اما در مورد معنای آن، چندین احتمال در مورد آن وجود دارد:

احتمال اول: مقصود این است که از کسی که خدا را نافرمانی نمی کند بخواهی که برایت دعا کند و این مانند این است که به سراغ انبیا و فرشتگان و معصومین علیهم السلام بروی تا برای تو دعا کنند.

احتمال دوم: مقصود این است که از به طور مطلق از شخص ثالثی بخواهی که برای شما دعا کند، و این همان معنایی است که ظاهراً بسیاری از علما آن را پذیرفته‌اند، چنانکه حر عاملی مثلاً این حدیث را در باب التماس دعا از دیگران آورده داده است. وقتی مؤمنی از مؤمن دیگر جدا می شود به او می گوید: «برای من دعا کن» یا «به دعای تو نیاز دارم»، یا «مرا از دعای خیر خود فراموش نکن»، یا «التماس دعا» و یا از این قبیل عبارات، و دلیل آن این است که شما با زبان دیگری گناه نکردید و اگر نافرمانی خدا صورت گرفته، توسط صاحب زبان بوده است نه شما. بنابراین این تعبیر در حق شما صادق است که خدا را با این زبان عصیان نکرده اید بنابراین این روایت نشانگر ارزش سفارش مؤمنین به یکدیگر برای دعای متقابل است و شامل زندگان و مردگان و معصوم و غیر معصوم نیز می شود. پس حتی شما می توانید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می خواهید که برای شفای شما به درگاه خداوند منان دعا کند.

ممکن است در مورد این دو تفسیر اشکالی مطرح شود که در حدیث تعبیر (أدعنی) آمده است پس باید این عنوان صادق باشد که «با زبانی که خدا را نافرمانی نکردم خدا را می‌خوانم.» ولی در این مورد وقتی از دیگران - مرده یا زنده، معصوم یا غیر معصوم- بخواهیم برای من به درگاه خدا دعا کنند این عنوان که «من به درگاه خدا دعا کردم» صادق نخواهد بود بلکه عنوان این خواهد بود که «من از دیگری درخواست نمودم» و این دیگری است که به درگاه خدا دعا می کند. بنابراین، ساختار این حدیث عجیب است، زیرا با زبان دیگری، دیگری برای من دعا می‌کند! نه اینکه من برای خودم دعا کنم، مگر اینکه بخواهیم مرتکب تکلف شویم. در اینجا می پرسم که آیا اگر شخصی نذر کند چنانچه به درگاه خدا دعا کند، مقدار معینی را به شکرانه این که خداوند توفیق دعا را به وی عطا کرده انفاق کند. پس اگر به زید بگوید: به درگاه خدا برای من دعا کن و زید هم برود و برای او دعا کند آیا موجب وفای به نذر از نظر شرعی محقق می شود؟ آیا واجب است که آن مبلغ نذر شده را انفاق کند؟ آیا فقها می پذیرند که در این حال، این شخص به درگاه خدا دعا کرده، پس باید به نذر وفا کند یا خیر؟

اما این مشکل قابل حل است. زیرا این قضیه از لحاظ زبانی به این شدت و حدّت نیست. اگر زید عمرو را مأمور کند که به جای او با رئیس شرکت صحبت کند تا او وی را استخدام کند، عرف در اینجا می گوید که زید از طریق عمرو از رئیس شرکت درخواست کار کرده است. و عرف نمی گوید که درخواست منحصر به عمرو بوده و عرفاً به زید نسبت داده نمی شود، بلکه گفته می شود: زید از طریق عمرو در این شرکت درخواست کار کرده است. این همان معنایی است که این حدیث می خواهد نه بیشتر.

بله، این حدیث با اشکال دیگری مواجه است و آن اینکه دلالت بر نفی عصمت حضرت موسای نبی علیه السلام دارد درحالی که وی از پیامبران اولی العزم است زیرا فرمود زبانی ندارد که با آن خدا را معصیت نکرده باشد و این یعنی گناه زبانی از او رخ داده است. بنابرین، کسی که این حدیث را خلاف عصمت می‌داند اگر قائل به عصمت به معنای گسترده آن باشد باید این حدیث را کنار بگذارد. و هر کس این حدیث را چنین نبیند، می‌تواند هرچند با نوعی تأویل از نوع مجاز یا بیان احساسات[در برابر پروردگار] یا ترک اولی یا تأویلاتی از این دست، بدون کنار‌گذاشتن آن، یکی از دو تفسیر پیشین را بپذیرد.

 _____________________________

[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: سوال 267.

[2] خداوند متعال به موسی علیه السلام وحی کرد: مرا با زبانی که معصیت ننمودی بخوان، روای می‌گوید: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: با زبان شخص دیگری مرا بخوان.