hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

دیدگاه برخی از فقها ء نسبت به اصل خمس ارباح مکاسب

تاريخ الاعداد: 12/28/2023 تاريخ النشر: 1/15/2024
5220
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: سعید نورا

 

سوال[1]: جناب شیخ حیدر حب الله، با سلام و ادب ، سوالی از شما دارم پیرامون یکی از مقالات و سخنرانی هایتان با عنوان (درآمدی به فضای فرهنگی ایران) آن جا که از جریان های فکری در ایران سخن گفتید تا این که به جریان پیشرفت مرحله ای مفاهیم فقهی رسیدید و گفتید: «از نمونه هایی که سعی در پیشبرد مفاهیم فقهی دارد تجربه استادما سید محمود هاشمی است که دیدگاه ها و تحلیل های فقهی شجاعانه بسیاری دارد. وی کاملاً با این پیشبرد موافق است اما تدرج در طرح افکار جدید و بیان آن ها را ضروری می داند از جمله آراء او به عنوان مثال آن است که به خلاف دیدگاه رایج بین عموم فقهای شیعه، آیه ی خمس بر خمس ارباح مکاسب دلالت ندارد » و در هنگام سخن از جریان نوآوری فقهی از شیخ صادق طهرانی نام بردید و فرمودید: «از جمله شخصیت های بارز در این جریان شیخ صادق طهرانی، صاحب کتاب تبصرة الفقها است که مخاطب آن فقهاست و در آن به حل اشکالاتی که فقها دچار آن شده‌اند پرداخته‌ است . ایشان گرایش شدیدی به استنباط از قرآن دارند و با جریان اخباری به شدت مخالفت می کنند. از جمله آراء ایشان این است که أرباح مکاسب خمس ندارد و با آنچه فقها آن را محرّمات احرام می‌نامند مخالفت ورزیده و به جای آن با استناد به آیه شریفه «فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج» این محرمات را محرمات حج دانسته و گفته خروج از احرام باعث مباح شدن محرّمات حاج نمی شود، ایشان همچنین قائل به وجوب زکات نقدین (طلا ونقره) در زمان ما و عدم انحصار آن در نُه مورد معروف هستند.» استاد گرامی در رابطه با دو نظر مذکور پیرامون خمس نداشتن خمس أرباح مکاسب آیا می‌توان به مرحوم آیت الله شاهرودی و یا صادقی طهرانی عمل نمود؟ و اگر می شود چه باید بکنیم؟ و جالب است که بدانید بنده سابق بر این با مرحوم صادقی تماس داشتم و ایشان گفتند: «من هم قائل به خمس هستم هم زکات» و فرمودند میزان آن برای من ۲۶ درصد است. با تقدیر و تشکر از شما لطف نموده سؤالم را پاسخ فرموده ضمن اینکه بسیاری از سایت‌ّها و تالار‌های گفتگوی شیعه و غیر شیعه مقالات شما را منتشر می‌نمایند.

 

پاسخ: با تشکر از پیام حضرتعالی بنده تلاش هایتان را ارج می‌نهم اما درباره نظر استاد ما آیت الله هاشمی و مرحوم صادقی باید گفت که طبیعتا فتوای آنهان برای غیر از مقلدینشان حجت نیست و وقتی در بحث علمی نظر یک فقیه را نقل می ‌کنیم این به معنای فتوای او نیست و حتی اگر به آن فتوی دهد جز برای مقلدین ایشان به لحاظ تعبدّی و عملی فایده‌ای نخواهد داشت و هر کس باید در رابطه با اموالش به تکلیف شرعی خود عمل نماید اگر فرد مجتهد باشد به نظرش عمل می‌نماید و الا اگر اهل احتیاط نیست به نظر مرجع تقلیدش عمل می‌نماید.

اما آنچه را از مرحوم آقای شاهرودی نقل نمودم این نبود که ایشان قائل به خمس نیستند بلکه اگر در مقاله مزبور که در اولین شماره مجله «نصوص معاصرة» منتشر شده دقّت نمایید می‌بینید که موضوع صحبت من دباره عدم دلالت آیه خمس بر مطلب است و این نظر در محافل علمی شیعه، سخنی بسیار جسورانه به شمار می رود و ایشان قائل به خمس می باشند امام نه با دلالت آیه بلکه به دلالت روایات و غیره.

اما آقای طهرانی که می توانید به کتاب شان «تبصرة الفقها» هم مراجعه نمایید هر آنچه در این باره هست را در کتابم (نظریه السنة في‌الفکر الإمامي الشیعي) عرض نمودم و برخی از آرای ایشان را به طور مستند برگرفته از کتاب‌های ایشان، منعکس نمودم اما اگر در تماس تلفنی چیز دیگری فرمودند پس یا نظرشان تغییر نموده و یا اینکه نظرشان را به درستی در کتابشان نقل ننموده‌اند و برای اطلاع از صحت این مطلب می‌توانید به کتاب های ایشان مراجعه فرمایید.

اما اینکه این مقالات در فضای اینترنت پخش می‌شود ایرادی ندارد زیرا هر کس تکلیف شرعی خودش را می‌داند بلکه ما باید نظرات تمامی فقها را بیان نماییم و این گونه نباشد که در حق فقیهی به جرم مخالفت با مشهور اجحاف نماییم

و اگر کسی در موضوع انتشار این مطالب سوء استفاده نموده این مشکل خود اوست. حتی قرآن کریم نیز در این رابطه از سوی طمع‌کاران بی نصیب نمانده، قرآن این افراد را که فتنه‌انگیز می‌خواندو می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آَيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آَمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ﴾[2] (آل عمران: 7)، بنده معتقدم که روشنگری و آگاهی مردم از تنوع مکاتب فقهی مان کاری شایسته و مایه افتخار اسلام و مذهب اهل بیت است و بسته نگه‌داشتن مردم صحیح نمی باشد. بنا بر تصریح آیات و روایات اصل در دین انتشار و توضیح علمی مسائل است نه پنهان‌کاری و خداوند بنی اسرائیل را بابت همین پنهان‌کاری و کتمان در دین مذمت نموده است و به ایشان توضیح می دهد که از نظر عملی چه کار باید انجام دهند.

برایتان همه خوبی را آرزومندم و از خداوند متعال برای همه طلب علم و هدایت می  نمایم و بابت این نقد زیبا از صمیم قلب متشکرم و دعاگویتان هستم، در پناه حق.

___________________

[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: سوال 175.

[2] ترجمه: «اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد. بعضى از آيه‏ها محكماتند، اين آيه‏ها امّ الكتاب اند و بعضى آيه‏ها متشابهاتند. امّا آنان‏كه در دلشان ميل به باطل است، به سبب فتنه‏جويى و ميل به تأويل، از متشابهات پيروى مى‏كنند، درحالى‏كه تأويل آن را جز خدا و راسخان در علم نمى‏دانند. مى‏گويند: ما بدان ايمان آورديم، همه از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان پند نمى‏گيرند.»(آل عمران ۷)