امام خمینی و جمع بین فقه جواهری و نظریه زمان و مکان
حیدر حب الله
ترجمه: سعید نورا
سوال[1]: چگونه میتوان سخن مرحوم امام خمینی نسبت به تحریم مخالفت با فقه سنتی و تمسک به فقه جواهری را فهم نمود در حالی که همزمان بر عنصر زمان و مکان در فقه تأکید می کند و در پاسخ آقای قدیری ردیهای شدیداللحن می نویسد که از آن این چنین فهمیده می شود که فقه امروزی نمی تواند در تشکیل و اداره ی حکومت سودمند باشد؟ امیدوارم این موضوع را توضیح دهید.
پاسخ: به نظر من می توان بین دیدگاههای امام خمینی در این جا جمع کرد از این طریق که مقصود از فقه جواهری فقه کلاسیک به تعبیر شما نیست بلکه مقصود فقه دقیقی است که بر شمولیت و دقت و عدم تساهل استوار است در مقابل فقه سطحی که بر پایه های علمی دقیق استوار نیست بلکه می خواهد تمام این نتایج فقهی با این عمق و گستره ی آن را از طریق افکار جدید عجولانه ای که به اندازه ی کافی از برهان و تدقیق برخوردار نیست کنار بگذارد.
از این رو، نقد امام خمینی که در نامه ی مشهور او برای شیخ قدیری رحمه الله آمده به دنبال تعمیق فقه جواهری است. از طریق اخذ معیارهای جدیدی مثل معیارهای ضرر نوعی و مصالح عامه و... . امام خمینی ـ در تفسیری که چه بسا بهترین تفسیر برای نظریه ی زمان و مکان امام باشد ـ معتقد است که مشکل اجتهاد در این برهه در شالوده استدلالی آن که فقه جواهری نامیده میشود نیست بلکه ایراد در این است که تشخیص موضوع -که تغییر آن تغییر حکم را به دنبال خود دارد- با نگاه سطحی و ناپخته میسّر نمی شود زیرا بعضا چنین تصوّر می شود که فلان موضوع و حکمش ثابتند اما در واقع برای اهل فن و آگاهان از پیچیدگیهای زندگی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی امروز، تغییر یافته محسوب میشود که لازمهاش تغییر در حکم است و شاید نقد مرحوم امام در همین راستا باشد علاوه بر اینکه جای خالی فقه حکومتی و ولایتی و اولویتها در اجتهاد شیعه محسوس است نهایت آن که این مسئله نیازمند تلاش برای توضیح و تعمیق بر اساس قواعد و مبانی فقه جواهری دارد. بر این اساس که روش و منهج فقه جواهر منهج درستی است.
________________________
[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: سوال165.
