hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

حرمت لمس زن و عدم ذکر آن در قرآن

تاريخ الاعداد: 12/11/2023 تاريخ النشر: 1/1/2024
20010
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: سعید نورا

 

سوال[1]: قرآن کریم به حرمت بوسیدن یا لمس زن نا محرم تصریح نکرده است به چه دلیلی این دو حرام شده اند؟ اگر سنت شریفه دلیل بر حرمت این کار است ما احادیثی داریم که می‌گوید: «شوخی با دختر جوان حرام است.» از جمله روایتی که می‌گوید: هم کلام شدن با زن، جزو کارهایی است که موجب مرگ قلب می شود و یا از پیامبر ص روایت داریم که فرمودند: هر کس با زن نامحرمی دست دهد روز قیامت دست‌بسته محشور شده و دستور داده می‌شود که او را در آتش اندازید. و یا روایتی که می‌گوید: هر کس با زنی غیر از همسرش شوخی نماید خداوند به ازای هر کلمه در دنیا او را هزار سال حبس می‌نماید. این احادیث لمس و شوخی را حرام می شمرد و همانطور که در حدیث آمده بود باعث مرگ قلب می شود و حتی اگر ضرورت سخن پیش آمد نباید از پنج کلمه ضروری تجاوز نماید! با این وجود چگونه فقها بین سخن با زن نامحرم و لمس و بوسیدن تفکیک قائل شده‌اند و سخن را تجویز و موارد دیگر را حرام اعلام نموده‌اند؟ دلیلشان بر این مسئله چیست؟    

 

با اینکه در قرآن کریم نص صریحی در مورد لمس نیامده است اما برخی از فقها بین حرمت نگاه و حرمت لمس نوعی ملازمه عرفیه از نوع اولویت برقرار نموده‌اند به این معنی که هر متنی که به حرمت نظر حکم کند در واقع به حرمت لمس و تماس نیز حکم کرده است. بنابراین نصوص قرآنی با تمسک به این ملازمه عرفی بر تحریم لمس و تماس نیز دلالت خواهد داشت و معتقدند این ملازمه تنها در حرمت برقرار است و شامل جواز نمی شود. به این معنی که اگر نگاه کردن به زن در موردی جایز بود ـ مثل صورت و کف دست ـ این به معنای جواز لمس یا مصاحفه با زن نیست. (ر.ک: جواهر الكلام 29: 100؛ ومباني العروة الوثقى، كتاب النكاح 1: 104؛ ومستند الشيعة 16: 59؛ والموسوعة الفقهيّة (الكويتية) 36: 360). اما به نظر من این استدلال به طور مطلق صحیح نیست و این موضوع را به طور مفصل در درسهایم مورد بررسی قرار داده‌ام که بیان تفصیل آن، مناسب این مقام نیست.

مدرک اصلی حرمت لمس و غیره نصوص روایی است که این مجموعه روایات را فقها مورد بحث و استدلال قرار داده‌اند اما عمده دلیل آنها برخی از روایاتی است که به لحاظ سندی به نظرشان دلالت بر حرمت می کند در نتیجه بحث آنها بر سر احادیث صحیح و ناصحیح است پس صرف وجود احادیثی در منابع حدیثی به معنای حجیت آن نیست حتی حجم انبوهی از روایات نزد مسلمانان صحیح نبوده و نمی‌تواند مبنای حکم شرعی و فتوا و نظام‌سازی فکری و تاریخی قرار گیرد، بعضی از احادیثِ دال بر حرمت لمس نزد فقها صحیح است اما احادیث دال بر حرمت سخن گفتن علاوه بر ضعف سندی احادیث و ادله مخالف هم دارد.

اما در بحث مزاح با زن نامحرم عده‌ای قائل به حرمت اند و عده‌ای دیگر می‌گویند: اگر باعث ارتکاب فعل حرام باشد و یا ترس از آلوده شدن به حرام -اگر چه بعدها- رخ دهد، در آن باشد، حرام می‌باشد وقتی خداوند می‌فرماید: (فيطمع الذي في قلبه مرض)[2] پس به طریق اولی بر حرمت مراتب بالاتر مثل شوخی و مزاح و... دلالت دارد. اما در غیر این صورت نمی توان حکم به تحریم کرد چرا که احادیثی که دلالت بر تحریم دارند از لحاظ سندی ضعیف هستند و برخی دیگر از احادیث از لحاظ دلالی، بیشتر از کراهت را نتیجه نمی دهند.


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: سوال 161.

[2] «زنان برای پیش‌گیری از طمع‌ورزی بیماردلان با ناز و عشوه سخن نگویند.»