تشریع رسول خدا
حیدر حب الله
ترجمه: سعید نورا
سوال[1]: از یکی از خطباء شنیدم که خداوند متعال نمازهای پنچ گانه را در قرآن کریم نازل کرده است ولی این نمازها ده رکعت بوده اند اما رسول اکرم حضرت محمد ص هفت رکعت با آن افزوده است... آیا این کلام درست است؟ آیا دلیلی بر صحت آن در مصادر اهل سنت وجود دارد؟
پاسخ:
أولاً: در مصادر حدیث شیعی برخی از احادیث ـ که در میان آن ها صحیح السند نیز وجود دارد ـ بر این نکته دلالت دارند که رسول خدا ص برخی از امور را تشریع کرده است و خداوند متعال به او اجازه تشریع داده و تشریعات او را امضا نموده است و در مورد موضوع نماز به طور خاص روایتی داریم که طبق دیدگاه مشهور از لحاظ سندی معتبر است. این روایت خبر فضیل بن یسار است که در آن آمده است: «سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول لبعض أصحاب قيس الماصر: إنّ الله عز وجلّ أدّب نبيّه فأحسن أدبه، فلمّا أكمل له الأدب قال: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾، ثم فوّض إليه أمر الدين والأمّة ليسوس عباده، فقال عز وجل: ﴿وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا﴾، وإنّ رسول الله كان مسدّداً موفقاً مؤيّداً بروح القدس، لا يزلّ ولا يخطئ في شيء ممّا يسوس به الخلق، فتأدّب بآداب الله. ثم إنّ الله عز وجل فرض صلاة ركعتين، ركعتين، عشر ركعات، فأضاف رسول الله إلى الركعتين ركعتين، وإلى المغرب ركعة، فصارت عديل الفريضة لا يجوز تركهنّ إلا في سفر، وأفرد الركعة في المغرب فتركها قائمةً في السفر والحضر، فأجاز الله عز وجل له ذلك، فصارت الفريضة سبع عشرة ركعة، ثم سنّ رسول الله النوافل أربعاً وثلاثين ركعة مثلَي الفريضة، فأجاز الله عز وجل له ذلك، والفريضة والنافلة إحدى وخمسون ركعة، منها ركعتان بعد العتمة جالساً تعدّ بركعة مكان الوتر. وفرض الله في السنة صوم شهر رمضان، وسنّ رسول الله صوم شعبان وثلاث أيّام في كلّ شهر مثلَي الفريضة، فأجاز الله عز وجل له ذلك. وحرّم الله عز وجل الخمر بعينها، وحرّم رسول الله المسكر من كلّ شراب، فأجاز الله له ذلك كلّه. وعاف رسول الله أشياء وكرهها ولم ينه عنها نهي حرام إنما نهى عنها نهي إعافة وكراهة، ثم رخص فيها، فصار الأخذ برخصه واجباً على العباد كوجوب ما يأخذون بنهيه وعزائمه، ولم يرخّص لهم رسول الله فيما نهاهم عنه نهي حرام ولا فيما أمر به أمر فرض لازم، فكثير المسكر من الأشربة نهاهم عنه نهي حرام لم يرخّص فيه لأحد، ولم يرخّص رسول الله لأحد تقصير الركعتين اللتين ضمّهما إلى ما فرض الله عز وجل، بل ألزمهم ذلك إلزاماً واجباً، لم يرخّص لأحد في شيء من ذلك إلا للمسافر، وليس لأحد أن يرخص [شيئاً] ما لم يرخّصه رسول الله، فوافق أمر رسول الله أمر الله عز وجل ونهيه نهي الله عز وجل، ووجب على العباد التسليم له كالتسليم لله تبارك وتعالى» (کلینی، الكافي 1: 266 ـ 267؛ حر عاملی، تفصيل وسائل الشيعة 4: 45؛ مجلسی، بحار الأنوار 17: 4 ـ 5؛ بروجردی، جامع أحاديث الشيعة 4: 87 ـ 88؛ حویزی، تفسير نور الثقلين 5: 281 ـ 282؛ شیخ حسن، منتقى الجمان 1: 376؛ بحرانی، غاية المرام 5: 131).
ثانياً: نزد اهل تسنن حدیثی در مورد نماز به طور خاص نیافتم اما آن ها نیز از لحاظ قاعده ی کلی این مطلب را می پذیرند. چطور این موضوع را نپذیرند در حالی که خود آورده اند که برخی از تشریعات ـ مثل اذان ـ از سوی برخی از صحابه به ایشان الهام شده است و بعد از آن وحی در امضای آن نازل شده است (ر.ک: سیوطی، الإتقان في علوم القرآن 1: 127 ـ 129).
ثالثاً: حدیثی معارض با این حدیث که در بالا به آن اشاره شد، وجود دارد که تشریع تمام رکعات را الهی می داند. مثل این روایت: خبر علي بن الحسن بن علي بن فضال، عن أبيه، عن أبي الحسن الرضا عليه السلام، قال: «... إنّ الله (تعالى) إنما فرض على الناس في اليوم والليلة سبع عشرة ركعة، من أتى بها لم يسأله الله (عز وجل) عمّا سواها، وإنما أضاف رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم إليها مثلَيها؛ ليتمّ بالنوافل ما يقع فيها من النقصان، وإنّ الله (عز وجلّ) لا يعذّب على كثرة الصلاة والصوم، ولكنّه يعذب على خلاف السنّة» (طوسي، الأمالي: 649 ـ 650؛ ر.ک مثل این روایات در: الاحتجاج 1: 329؛ وفقه الرضا: 99)، این روایت اضافات نبی را در نوافل منحصر می کند و هفده رکعت فریضه را به خداوند متعال نسبت می دهد و این احادیث معارض از لحاظ سندی مخصوصا به خاطر ارسال ضعیف هستند. سند این حدیث مشتمل بر محمد بن احمد بن محمد المُکَتِّب است که وثاقت او ثابت نشده است.
رابعاً: مقصود از تمام این احادیث در نماز و غیر نماز ( که از ده روایت فراتر است) این است که رسول خدا ص به مرتبه ای از کمال و ترقی روحی و عقلی رسیده است که می تواند مصالح و مفاسدی که نیاز به قانونگذاری دارند را تشخیص دهد. مصلحت هفت رکعت اضافی برای او آشکار شده و خداوند نیز این را برای او امضا می کند. معنای این سخن آن است که خداوند این حکم را تشریع می کرد اما روش تشریع گاهی از طریق وحی به پیامبر است و گاهی از طریق رشد روحی و عقلی اوست به گونه ای که می تواند تشریعاتی که خداوند متعال تشریع خواهد کرد را پیش بینی کند به همین دلیل به تشریع این موارد می پردازد و خداوند این کار را برای او امضاء می کند. این حدیث واضح است که قضیه در نهایت امر به امضای تشریعات نبوی توسط خداوند متعال منتهی می شود. بنابراین تشریع نبوی، تشریعی بدون امضای الهی نیست. تشریع نبوی یک تشریع پیشنهادی و مزاجی نیست چرا که خداوند متعال احکام را بی آن که مصالح و مفاسدی به بندگان در آن بوده یا به خاطر تعارفات ظاهری با پیامبر تشریع نمی کند
برای تقریب این مطلب می توان به عنوان یک مثال فرضی به نظام قانونی فعلی در جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. تمام تشریعات و قوانین در نهایت مشروعیت خود را از رهبر انقلاب می گیرند. رهبر انقلاب گاهی خود قانون یا تصمیم مستقیمی را صادر می کند و گاهی این موضوع را به مجلس شورای اسلامی یا ... واگذار می کند تا قانونگذاری کند و در حالت دوم رهبر انقلاب این قانون را امضا می کند آن جا که با آن ابراز مخالفت نمی کند بنابراین قانون را گاهی خود رهبر جعل می کند و گاهی دیگری آن را جعل کرده و او امضاء می کند. روش دوم به معنای اعطای جایگاه نمادین و واقعی برای جهات قانونگذار است.
خامساً: برخی از علمای امامیه معتقدند اهل بیت نیز حتی بعد از رحلت رسول خدا ص دارای حق تشریع هستند. برای اثبات این امر به مجموعه ای از روایات استناد جسته اند که اکثر این روایات به عنوان روایات «تفویض دین» شناخته می شوند. شیخ کلینی (329 هـ) برخی از این روایات را در کتاب کافی آورده است. در کتاب متواضع خود (حجيّة السنّة في الفكر الإسلامي، قراءة وتقويم: 517 ـ 569)، این موضوع را ـ یعنی تشریع نبوی و تشریع ائمه ـ به طور کامل مورد مطالعه قرار داده ام و به این نتیجه رسیده ام که حق تشریع به معنایی که ذکر شد فقط برای پیامبر اکرم ثابت است و برای صحابه یا اهل بیت یا دیگران بعد از رحلت رسول اعظم ثابت نیست و تعداد خوبی از روایات نیز این دیدگاه را تأیید می کنند.
علمای دیگری نیز با این دیدگاه بنده هم عقیده هستند. علمایی از جمله: سيد محمّد باقر صدر، و محقق اصفهانی رازی، شیخ یوسف صانعی، شیخ محمد جواد مغنیة، سید مرتضی و شیخ حسن جواهری و سید محمد رضا گلپایگانی و دیگران.
سادساً: در سؤال این چنین آمده است که خداوند متعال در قرآن کریم پنج نماز را تشریع کرده است در حالی که این موضوع محل جدل و اختلاف است. در کدام آیه ی شریفه نمازهای پنجگانه ای که امروز می شناسیم تشریع شده است؟ برخی از افراد که با عنوان «قرآنیون» شناخته می شوند سعی کرده اند این موضوع را مطرح سازند. اما اثبات آن آسان نیست. آری، اصل تشریع نماز در قرآن کریم آمده است همانطور که برخی از اوقات آن نیز در قرآن کریم تشریع شده است در این آیه: ﴿أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآَنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآَنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا﴾ (الإسراء: 78)، اما اثبات تشریع قرآنی برای نمازهای پنجگانه روزانه امر آسانی نیست و اثبات آن از طریق سنت شریفه عملی و گفتاری به نحو متواتر محقق شده است.
[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: سوال 141.
