hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

استدلال به سنت بر حجیت سنت

تاريخ الاعداد: 11/20/2023 تاريخ النشر: 11/21/2023
1610
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: سعید نورا

 

سوال[1]:  سید تقی حکیم در کتاب «الأصول العامة للفقه المقارن» خود اشکالی را مطرح می کنند که خلاصه آن این چنین است که لازمه ی استدلال به سنت بر سنت دور است! تعلیق شما بر این اشکال چیست؟!

 

پاسخ: در کتاب متواضع خود (حجيّة السنّة في الفكر الإسلامي: 128)، به این موضوع پرداخته ام. در آن جا گفته ام که در نگاه اول ـ همانطور که سید محمد تقی حکیم در (الأصول العامة للفقه المقارن: 121 ـ 122) بیان داشته است ـ این چنین به نظر می رسد که تمسک به نصوص سنت برای حجیت سنت مستلزم دور است. مسئله این چنین است چرا که هنوز حجیت سنت را احراز نکرده ایم تا نصوص سنت را در اثبات حجیت خود مورد استناد قرار دهیم. از این رو استدلال به سنت بر سنت بی معنی خواهد بود. در این سخن هیچ تهافت یا تناقضی نیست و این کلام کاملاً منطقی و منسجم است.

اما در آن جا راه دیگری برای اثبات حجیت سنت از طریق خود نصوص سنت به یک معنی ارائه کرده ام. راهی برگرفته شده از آیات قرآن کریم. در بحث قرآنی خود پیرامون پایه های قرانی حجیت سنت نبوی به این نتیجه رسیدم که قرآن ـ به صرف نظر از نظریه عصمت ـ تنها در دو حالت به سنت نبوی حجیت بخشیده است: حالت اول مواردی است که پیامبر به خداوند متعال نسبت می دهد و حالت دوم مواردی است که بر صیغه امر یا نهی مشتمل است که در حوزه اطاعت داخل شود و در آن جا گفته ام که طبق فهم ما، متن قرآن کریم بر غیر از این موارد دلالت ندارد.

بنابراین، آیات بر حجیت کلام رسول در مواردی که به خداوند متعال نسبت می دهد، دلالت دارند و این حجیت اگر در آن تأمل کنیم حجیت نقل نبوی از خداوند متعال هرچند در غیر مجال نقل قرآن کریم برای ماست. حجیت نقل تلازمی با حجیت تمام سنت ندارد چرا که دلیل حجیت نقل حیثیت صدق در نقل و دقت در آن را در نظر دارد درحالی که دلیل حجیت سنت آن چه که از رسول خدا صادر شده را به نحو موضوعیت مد نظر قرار می دهد همچنان که ممکن است هردو را باهم به نحو طریقیت مد نظر داشته باشد مخصوصاً بر اساس حق تشریع نبوی. اگر رسول خدا به ما خبر دهد که خداوند متعال مطلق کلام، فعل و تقریر او حجت است می توان از آن مطلبی اضافی را برداشت کرد و آن توسعه حجیت سنت از خصوص آن چه که رسول به خداوند متعال نسبت می دهد ( آن چه که حیثیت نقل دارد) به مطلق کلام یا فعل یا تقریر او است. اگر روایتی از سنت دال بر این موضوع به ما برسد که به رسول خود این امر را به خداوند متعال نسبت دهد تا این روایت در سنت به دلیل کتاب حجت باشد و به این روش استدلال بر حجیت سنت با سنت صحیح خواهد بود اما هماطنور که بین کردیم در مساحاتی اضافی نه در اصل حجیت.

اما مشکل این جاست که در جای خود به نصی در سنت که اطمینان به صدور آن داشته باشیم دست نیافتم تا مساحتی اضافی برای حجیت سنت غیر از آن چه که کتاب عزیز برای ما آورده دلالت کند بنابراین در استدلال به سنت بر حجیت سنت مطلب اضافی وجود ندارد.


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: سوال 119.