hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

صحت سنجی نسبت کتاب مصباح الشریعة به امام صادق (ع)

تاريخ الاعداد: 10/31/2023 تاريخ النشر: 11/2/2023
4650
التحميل


حیدر حب الله

ترجمه: سعید نورا

 

سوال[1]:  میزان صحت نسبت کتاب (مصباح الشریعة) به امام جعفر صادق ع چقدر است؟

 

پاسخ: میزان نسبت كتاب «مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة» به امام صادق ع نامعلوم است چرا که این کتاب هیچ سندی ندارد. شیخ حر عاملی در کتاب «تفصيل وسائل الشيعة»، بر این کتاب اعتماد نمی کند. درحالی که محدث نوری این کتاب از جمله مصادر کتاب «مستدرک الوسائل» خود قرار می دهد. به نظر می رسد اولین کسی که از این کتاب سخن گفته ابن طاووس (664 هـ) است که آن را کتاب لطیف و شریف توصیف می کند. (ر.ک: الأمان من أخطار الأسفار والأزمان: 92). شهید ثانی (965هـ) در بعضی از کتاب های اخلاقی خود از این کتاب زیاد نقل کرده است. همچنان که ابن أبی جمهور أحسائی این کتاب را یکی از مصادر خود در عوالی اللئالی قرار میدهد و... .

اما علامه مجلسی (1111هـ ) در این کتاب تردید کرده و معتقد است اسلوب این کتاب با دیگر کلمات اهل بیت شباهتی ندارد. وی می گوید: «كتاب مصباح الشريعة فيه بعض ما يريب اللبيب الماهر، وأسلوبه لا يشبه سائر كلمات الأئمة وآثارهم..» (ر.ک: بحار الأنوار 1: 32)، [عالم] معاصر شیخ مسلم داوری می گوید: «إنّ الكتاب وإن كان غير محتاج إلى طريق، إلا أنّ نسبته إلى الإمام غير محرزة»، (ر.ک: أصول علم الرجال بين النظرية والتطبيق: 363)، آغا بزرگ طهرانی (1389هـ) می گوید: «ورأيت نسخة كتب في حاشيتها نقلاً عن خطّ الشيخ سليمان الماحوزي، ما سمعه الشيخ سليمان عن العلامة المجلسي، أنه كان يقول المجلسي أن مؤلّف (مصباح الشريعة) هو شقيق البلخي» (ر.ک: الذريعة إلى تصانيف الشيعة 21: 111)، سید حسن صدر(1351هـ) رساله ای تألیف کرده در این زمینه که مولف این کتاب سلیمان صهرشتی شاگرد سید مرتضی است که آن را از کتاب شقیق بلخی خلاصه کرده است.

آقای خمینی می گوید: «أما رواية مصباح الشريعة، الدالة على التفصيل بين وصول الغيبة إلى صاحبها وعدمه، فلا تصلح للاستناد إليها؛ لعدم ثبوت كونها رواية فضلاً عن اعتبارها، بل لا يبعد أن يكون كتابه من استنباط بعض أهل العلم والحال ومن إنشاءاته، ، هذا كلّه مع الغض عن إسناد الروايات والقرائن القائمة في متونها، وإلا فأبواب المناقشة في الإسناد والدلالة في كثير منها مفتوحة، حتى في الصحيفة المباركة السجاديّة فإنّ سندها ضعيف، وعلوّ مضمونها وفصاحتها وبلاغتها وإن توجب نحو وثوق على صدورها، لكن لا توجبه في جميع فقراتها واحدة بعد واحدة، حتى تكون حجّةً يستدل بها في الفقه. وتلقّي أصحابنا إياها بالقبول كتلقيهم نهج البلاغة به لو ثبت في الفقه أيضاً، إنما هو على نحو الإجمال، وهو غير ثابت في جميع الفقرات» (ر.ک: المكاسب المحرمة 1: 320).

محدث نوری تلاش می کند کلمات علمای متأخر پیرامون این کتاب را جمع کند اما تاثیر مهمی در اعتبار کتاب برجای نمی گذارد. دیدگاه افرادی همچون ابن أبی جمهور احسائی، عبد الله افندی، صاحب ریاض العلماء. وی برخی ملاحظات ایشان را با مناقشاتی که برخی از آن خوب و مفید هستند مورد مناقشه قرار می دهد بی آن که سندی برای این کتاب ذکر کند بلکه به عدم وجود سندی برای این کتاب اقرار و اعتراف می کند اما معتقد است شهادت علمایی همچون شهید ثانی، ابن طاووس و کفعمی (905 هـ) برای اطمینان به نسبت این کتاب به امام صادق کافی است (ر.ک: خاتمة المستدرك 1: 194 ـ 216).

به صرف نظر از تمام مناقشات و پاسخ های آن، آیا به صرف نسبت ابن طاووس که پنج قرن با دوران امام صادق ع فاصله دارد بی آن که عین و اثری از این کتاب در قرون پیشین باشد، ـ واقعاٌ ـ می تواند موجب اطمینان به نسبت این کتاب به امام شد؟ چه رسد به سخن کفعمی و شهید ثانی در قرن دهم هجری! آن چه که قابل ملاحظه است استناد به این کتاب در کتب اخلاقی نه کتب فقهی، اجتهادی و کلامی است. همیطور نسبت به عبدالله افندی و دیگر علمای متأخر.

در نتیجه، نسبت این کتاب به امام صادق محرز نیست و هیج طریق صحیحی به آن وجود ندارد و هیچ دلیلی صدور آن از امام ع را ثابت نم یکند. بنابراین برای استناد به روایات این کتاب باید هر روایت را تک تک مد نظر قرار داد که آیا مصدری دیگری برای این حدیث در کتاب های دیگر قرار دارد که از ناحیه حدیثی و تاریخی ثابت و معتبر باشد.

 


[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: سوال 108.