hobballah

الموقع الرسمي لحيدر حب الله

لغات اُخرى

روایات مذمت برخی از نژادها

تاريخ الاعداد: 7/21/2023 تاريخ النشر: 7/21/2023
3270
التحميل

حیدر حب الله

ترجمه: سعید نورا

 

سوال[1]: در بعضی از روایات ـ همچنان که در بحار الأنوار، تفصیل وسائل الشیعه و.. آمده ـ و همین طور در ادعیه ـ مثل دعا ثغور ـ از برخی قومیت ها نام برده شده است. اقوامی همچون سودان، صقالبه، دیالمه، زنوج و... که به صورت سلبی از آن ها در روایات و ادعیه یاد شده است. برخی از علماء نیز با توجه به همین موضوع، حکم به کراهت تعامل با ایشان داده اند و... با این که برخی از این اقوام در برخی از برهه های تاریخی برتری خود را ثابت کرده اند. آیا این روایات صحیح هستند؟ چطور این روایات را بفهمیم؟ آیا این روایت تنها مربوط به همان زمان هستند؟ از سوی دیگر حتی اگر مقصود تنها آن زمان باشد، آیا این مسئله نسبت به این اقوام ظلم نیست؟

 

پاسخ: طبق جست و جوی بنده سه روایت در حق سودان، صقالبه، دیالمه، زنوج و اکراد آمده است که عبارت اند از:

 

روایت اول: خبر أبي الربيع الشامي که شیخ کلینی در (الکافی) آن را آورده است. قال: قال لي أبو عبد اللّه ع : «لا تشترِ من السودان أحداً، فإن كان ولابد فمن النوبة.. فإنّهم من الذين قال اللّه عز وجل: ومن الذين قالوا إنا نصارى.. أما إنهم سيذكرون ذلك الحقّ.. ولا تنكحوا من الأكراد أحداً»[2].

این روایت از لحاظ سندی ضعیف است زیرا سند آن به این صورت است: (الحسين بن خالد، عمّن ذكره، عن أبي الربيع الشامي،) به صرف نظر از وجود اشکالاتی در مورد شخص أبی الربیع شامی، این روایت مرسله است چرا که واسطه بین شامی و حسین بن خالد معلوم نیست.

روایت دوم: همچنین خبر أبي الربيع الشامي، عن أبي عبداللّه ع ، قال: «لا تخالطهم؛ فإنّ الأكراد حيٌّ من أحياء الجنّ، كشف اللّه عنهم الغطاء، فلا تخالطهم»[3].

این روایت نیز از لحاظ سندی مرسل است؛ زیرا سند آن به این صورت است: (علي بن الحكم، عمّن حدّثه، عن أبي الربيع) و متن روایت نیز واضح است. چه بسا این روایت تنها مقطعی از روایت پیشین باشد، با وجود این احتمال، اثبات تعدد این روایت مشکل است.

روایت سوم: مطلبی است که در صحیفه سجادیه آمده است. این اقوام به صورت واضح در صحیفه سجادیه ذکر شده اند. صحیفه سجادیه نیز هرچند به صورت اجمالی مورد اطمینان است اما سند تفصیلی، به گونه که بتوان به تک تک جملات آن اعتماد کرد، وجود ندارد، نظر امام خمینی نیز دقیقاً همین است. اگر سیاقی که در دعای مرزداران در مورد این اقوام سخن گفته را ملاحظه کنیم، متوجه می شویم که نام این اقوام در سیاق اقوام کافر ذکر شده است و اینها جزء کافران و دشمنان آن زمان بودند که به مرزهای شمالی و غربی کشورهای اسلامی تجاوز می کردند دقیقاً به همان شکل که ما امروز اسرائیل غاصب را یاد می کنیم. بنابراین نمی توان از دعای مرزداران در صحیفه سجادیه این را برداشت کرد که به عنوان یک نژاد از آنها صحبت شده، بلکه به عنوان دشمنان امت اسلامی از آن ها نامبرده شده است. در این دعاء این متن آمده است: «اللَّهُمَّ واعْمُمْ بِذَلِكَ أَعْدَاءَكَ فِي أَقْطَارِ الْبِلَادِ مِنَ الْهِنْدِ والرُّومِ والتُّرْكِ والْخَزَرِ والْحَبَشِ والنُّوبَةِ والزَّنْجِ والسَّقَالِبَةِ والدَّيَالِمَةِ وسَائِرِ أُمَمِ الشِّرْكِ، الَّذِينَ تَخْفَى أَسْمَاؤُهُمْ وصِفَاتُهُمْ، وقَدْ أَحْصَيْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِكَ، وأَشْرَفْتَ عَلَيْهِمْ بِقُدْرَتِكَ. اللَّهُمَّ اشْغَلِ الْمُشْرِكِينَ بِالْمُشْرِكِينَ عَنْ تَنَاوُلِ أَطْرَافِ الْمُسْلِمِينَ، وخُذْهُمْ بِالنَّقْصِ عَنْ تَنَقُّصِهِمْ، وثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَةِ عَنِ الاحْتِشَادِ عَلَيْهِمْ. اللَّهُمَّ أَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الأَمَنَةِ، وأَبْدَانَهُمْ مِنَ الْقُوَّةِ، وأَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الِاحْتِيَالِ، وأَوْهِنْ أَرْكَانَهُمْ عَنْ مُنَازَلَةِ الرِّجَال، وجَبِّنْهُمْ..»[4].

افزون بر این که دیالمه در تاریخ به قساوت قلب معروف بوده اند و منظور از این سخن، اهانت یا عیب جویی آن ها نیست چرا که بیشتر آن ها سنگدل بودند. دقیقاً مثل ما که امروزه نسبت به ازدواج فرزندان مان می گوییم: فرزندان تان را با قبیله فلان یا بنی فلان به ازدواج درنیاورید، چون غالب آن ها قسی القلب هستند. در این صورت نمی توان این حکم را تعمیم داد تا تمام دیالمه تا روز قیامت را شامل شود. این ویژگی است که با تغییر زمان، حالات و افراد ممکن است تغییر کند.

بنابراین آن چه از این روایات می فهمم این است که این روایات از احکام ثابت نسبت به عنوان قوم یا نژاد خاصی سخن نمی گویند به آن اندازه که عناوین دیگری را مد نظر داشته است که می توان با توجه به سیاق تاریخی یا سیاق لفظی آن ها را به دست آورد.

افزون بر این که بعد از آن چه که در شرح حال سندی و تاریخی این روایات و کمی عدد آن ها گذشت، بنای براین روایات صحیح نیست مخصوصاً در موضع گیری نسبت به نژادها و امت ها، این مسئله از مسائل بسیار مهم است که در آن نمی توان به خبر واحد اکتفاء کرد.

اگر این روایات از لحاظ سندی صحیح باشند، علمایی همچون شهید محمد باقر صدر به خاطر تعارض این روایات با قرآن کریم آن ها را رد می کنند. چرا که قرآن کرامت انسانی را به صراحت اعلام کرده است. در این جا درصدد بررسی نظریه شهید صدر در این موضوع نیستیم و این که آیا با این امر، تعارض با قرآن کریم ثابت می شود یا خیر؟ این موضوع را به مناسبت دیگری واگذار می کنیم.

[1] حیدر حب الله، إضاءات فی الفکر والدین والاجتماع 1: 158 ـ 159. سوال 95.

[2].کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی 5: 352. ابی ربیع شامی می گوید: امام صادق ع به من فرمود: از سودان چیزی نخر، پس اگر ناچار بودی از نوبه بخر، ... زیرا اینها از کسانی هستند که خدا در مورد انها فرموده است: و از کسانی که گفتند ما نصاری هستیم... بدان که آنها آن حق را به یاد می آورند... و با کردها رابطه ازدواج برقرار نکن.

[3]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی 5: 158. ابی ربیع شامی از امام صادق ع فرمود: با اینها معاشرت نکن، زیرا کردها از دسته جن هستند، خدا پرده را از آنها برداشته است، پس با اینها معاشرت نکن.

[4]. صحیفه سجادیه: 128. بارخدايا اين سرنوشت را بر همه دشمنانت در هر اقليم، چه در هند و روم و تركستان و خزر و حبشه و نوبه و زنگبار و سرزمين سقالبه و ديلمان و ديگر طوائف مشركين كه نام و نشانشان بر ما معلوم نيست، و تو به علم خود شمارشان را مى‌دانى، و به قدرت خود بر ايشان اشراف دارى فراگير كن. بارخدايا مشركان را به مشركان گرفتار ساز تا از دستيابى بر سرزمين‌هاى مسلمانان بازمانند، و آنان را با كاستن عددشان از كاستن مسلمين بازدار، و رشته اتحادشان را بگسل تا از همدستى بر عليه مسلمين بازمانند. الهى دلهاشان را از آرامش تهى ساز، و بدنهاشان را از توانايى بى‌بهره كن، و دلهاشان را از چاره‌جويى غافل ساز، و اعضائشان را در هماوردى با رجال مسلمين سست گردان، و از زد و خورد با قهرمانان اسلامى در دلشان هراس افكن( ترجمه انصاریان: 154.